فیش برداری

چگونه باید اطلاعات مورد نیاز در تدوین پایان نامه/رساله را گردآوری نمود؟

 

منابع مورد مراجعه:

منابع مورد مراجعه در نگارش یک پایان نامه در رشته فلسفه، عمدتاً کتاب ها و مقالات هستند. در یافتن کتاب های مرتبط با موضوع پایان نامه بی شک باید کتابخانه ها و کتابفروشی ها را جستجو نمود.

پیش از شروع حتماً با مراجعه به سایت خانه کتاب (استفاده از جستجوی پیشرفته ترجیح دارد) از این امر اطمینان حاصل نمایید که آیا کتابی مرتبط با موضوع شما تا کنون به چاپ رسیده است یا نه. پس از اطمینان از نشر کتاب هایی که می توانند به شما در گردآوری اطلاعات مقتضی یاری رسانند، اکنون نوبت به جستجوی کتابخانه ای می رسد.

توجه: از آنجا که در یک تحقیق ناچار به مراجعه به کتاب های فراوانی خواهید شد، لذا ضروری است که پیش از هر گونه هزینه مالی در خرید یک کتاب، مطمئن شوید که آن کتاب در کتابخانه ای هست یا نه.

توجه: از آنجا که تمامی کتابخانه ها در دسترس ما قرار ندارند، لذا بسیار اهمیت دارد که در گام نخست به کتابخانه دانشکده و سپس کتابخانه مرکزی دانشگاه خویش و پس از آن کتابخانه های سطح شهر خویش و همچنین کتابخانه های خصوصی اساتید و اشخاصی که به آن ها دسترسی دارید، سری بزنید.

منبع دیگر مقالات است. برای دریافت و جستجوی مقالات فارسی به پایگاه مجلات تخصصی نور مراجعه نمایید. این پایگاه تا سقف 30 مقاله در هر ماه را به رایگان در اختیار قرار می دهد (منتها باید پیش از هر چیز در این پایگاه ثبت نام نمایید). همچنین می توانید به بانک اطلاعات نشریات کشور یا بانک نشریات ایران نیز مراجعه نمایید.

 
فایل منابع و مآخذ:

یک فایل در قالب وُرد را به منابع و مآخذ اختصاص دهید که در آن آدرس کتابشناختی هر منبع مرتبط با موضوع شما خواهد آمد.

مشخصات آثار مرتبط با موضوع پایان نامه شما از این جهت اهمیت دارد که در هر پایان نامه ای بخشی به پیشینه تحقیق اختصاص داده می شود که در آن باید پس از نام بردن از هر کار تحقیقی در موضوع پایان نامه، وجه تمایز کار شما مشخص گردد.

توجه: آنچه در بخش پیشینه مهم است، این است که تمایز محتوایی کار شما با کارهای پیشین است و نه تمایز در عنوان، لذا نگران هم عنوانی موضوع تحقیق خویش با تحقیقات پیشین نباشید.

توجه: در فراهم نمودن این فایل مطمئن شوید که حداقل تمامی اطلاعات کتابشناختی لازم برای بخش «منابع و مآخذ» که در انتهای پایان نامه می آید، را برداشته اید، تا مجبور نشوید بار دیگر برای تکمیل این اطلاعات روانه کتابخانه ها شوید و بعضاً کتاب هایی را دوباره یابی نمایید که شاید یک بار به نحو اتفاقی یافته بوده اید. 

و اما چه اطلاعاتی را باید به عنوان اطلاعات کتابشناختی برداشت؟ این اطلاعات، در خصوص کتاب، پایان نامه و مقاله اندکی متفاوت است. اطلاعات مزبور از این قرار است (با این که هنگام فیش برداری، نیازی به حفظ ترتیب نیست، اما ما با مؤلفه های کتابشناختی مورد نیاز را با حفظ ترتیب بیان می داریم):

(1) کتاب: فامیلی نویسنده، نام نویسنده، نام کتاب (نام کتاب باید کج نویسی (italic) شود)، با مقدمه فلانی (اگر کتاب همراه با مقدمه شخص دیگر است)، تصحیح فلانی (اگر کتاب تصحیح شده است)، ترجمه فلانی (اگر کتاب، ترجمه است)، شهر محل انتشار: نام انتشارات، تعداد جلد، نوبت چاپ، سال چاپ.

(2) مقاله: فامیلی نویسنده، نام نویسنده، «نام مقاله» (نام مقاله باید در گیومه بیاید)، نام مجله ای که مقاله در آن به چاپ رسیده (نام مجله باید کج نویسی شود)، شماره مجله، فصل و سال چاپ (ذکر فصل چاپ چندان مهم نیست، اگرچه ذکرش ارجاع را دقیق تر می نماید)، شماره صفحات (اینکه از کدام صفحه تا کدام صفحه مجله به مقاله مزبور اختصاص یافته است).

(3) پایان نامه/رساله: فامیلی نویسنده، نام نویسنده، «نام پایان نامه یا رساله» (نام پایان نامه یا رساله باید در گیومه بیاید)، اشاره به این که پایان نامه ارشد است یا رساله دکتری (کار تحقیقی در دوره ارشد را «پایان نامه» و کار تحقیقی در دوره دکتری را «رساله» می خوانند)، نام استاد راهنما، نام شهر: دانشگاه مربوطه، ماه و سال دفاع (ذکر ماه دفاع چندان مهم نیست، اگرچه ذکرش ارجاع را دقیق تر می نماید).

نکته: اگر پایان نامه/رساله به تصحیح یک اثر اختصاص دارد، در جایگاه فامیلی و نام نویسنده، فامیلی و نام صاحب اثر می آید و نام دانشجو به عنوان مصحح پس از نام اثر خواهد آمد.

(4) کتاب چاپ شده در مجموعه آثار: فامیلی نویسنده، نام نویسنده، نام کتاب (نام کتاب باید کج نویسی (italic) شود)، نام کسی که بر کتاب مقدمه زده (اگر کتاب همراه با مقدمه شخص دیگر است)، نام مصحح (اگر کتاب تصحیح شده است)، نام مترجم (اگر کتاب ترجمه است)، در: نام مجموعه ای که این کتاب در آن به چاپ رسیده است، نام گردآورنده، شهر محل انتشار: نام انتشارات، تعداد جلد، نوبت چاپ، سال چاپ.

 

فصول پایان نامه

 مشخص نمودن فصول پایان نامه، پیش از فیش برداری و در اثناء آن از اهمیت بسزایی در نظم و سرعت بخشیدن به گردآوری اطلاعات برخوردار است.

به عنوان مثال، فرض کنید موضوع کار «فلسفه برای کودک» است. مسلماً باید در فصلی جداگانه معنای فلسفه برای کودک بیان گردد. با همین تصور ابتدایی شروع به مطالعه 100 مقاله می نمایم تا معانی و رویکردهای مختلف فلسفه برای کودک را گردآوری نمایم.

سپس سراغ فصل دیگر می روم که مثلاً «اهمیت فلسفه برای کودک» است. اکنون مجدداً باید آن 100 مقاله را زیر و رو کنم تا مطالب مورد نیاز این فصل را گردآوری نمایم. اما آیا این شیوه درست است؟ آیا در تحقیقی که سرانجام 15 فصل خواهد داشت، باید 15 بار تمام منابع مورد ارجاع بررسی و مطالعه شوند؟

بی شک اگر از همان ابتدا بدانیم که فصول پایان نامه ما چه خواهد بود، به راحتی می توانیم با یک بار مطالعه هر منبع، هر بخش از نوشته های آن که مرتبط با یکی از فصول مزبور است را جدا سازیم. اما آیا از همان ابتدا می توان فصول پایان نامه را تعیین نمود؟

اگرچه تعیین فصول یک تحقیق، مادام که تحقیق صورت نگیرد، به نظر امکان پذیر نمی رسد، اما امکان آن وجود دارد. نه تنها می توان برخی فصول را از همان ابتدا و با توجه به عنوان تحقیق مورد نظر حدس زد، بلکه می توان در اثناء مطالعه یک منبع، با دسته بندی مطالبی که می خوانیم، فصول دیگر را کشف نمود.

مثلاً همان موضوع فلسفه برای کودک را در نظر بگیرید. از همین عنوان می توان دریافت که فصلی باید در تحقیق بگنجد که در آن معانی فلسفه برای کودک بیان شود. و همچنین فصلی باید در این تحقیق باشد که فرق میان فلسفه برای کودک و فلسفه با کودک را بیان نماید.

و اما آنچه مهم تر است، اینکه در اثناء مطالعه یک منبع، همواره در برخورد به هر بخش از متن مورد مطالعه که مرتبط با کار ماست، از خود بپرسیم که «این بخش اگر بخواهد در پایان نامه بیاید، تحت چه عنوانی قرار می گیرد؟». سپس باید آن بخش را تحت همان عنوان جدا نماییم.

مثلاً فرض کنید برای همان موضوع فلسفه برای کودک، شروع به مطالعه اولین مقاله یا کتاب نموده ایم و می بینیم در این کتاب، چند سطری به «مؤسس فلسفه برای کودک» اختصاص یافته است. حال چرا نباید چنین بخشی، در پایان نامه ما باشد؟ حتی می توان به این بخش، مختصری از زندگی نامه وی را نیز افزود، همچنان که می توان آثار او را در همین بخش گنجاند، تا نهایتاً فصلی در پایان نامه داشت با عنوان «موسس فلسفه برای کودک: زندگی نامه و آثار».

به این صورت در مطالعه یک مقاله مثلاً 30 صفحه ای، این مقاله به بخش های فراوانی تجزیه و تقطیع می گردد. آنگاه کافی است تا منبع بعد را به همین منوال تقطیع نماییم و بخش های تقطیع شده ای از آن که ذیل عناوین بدست آمده از مقاله قبل می گنجد را در آنجا بگنجانیم.

اگر همین کار را با مقالات و کتاب های دیگری که مطالعه می نماییم، انجام دهیم، دست آخر عناوینی داریم که ذیل آن ها صفحاتی از مطالب گردآمده از مطالعات ما جمع شده است، اگرچه عناوینی نیز خواهیم داشت که ذیل آن ها تنها چند سطری مطلب داریم. 

تنظیم و ویرایش و بیان مطالب ذیل این عناوین با ادبیات شما، همان چیزی است که می شود، فصلی از پایان نامه تان. در ضمن بیان مطالب و فیش های ذیل یک عنوان، اگر تحلیلی شخصی از سوی خودتان نیز به ذهنتان خطور کرد، باید آن را در آن فصل بگنجانید و در این صورت است که می توان گفت «شما در آن فصل حضور دارید».

توجه: لازم نیست یک محقق در تمام فصول تحقیق خویش حضور داشته باشد، زیرا در هر تحقیقی برخی فصول اساساً مقدمه ای برای فصول دیگرند. فصول صرفاً مقدماتی، گاه صرفاً گزارشی هستند و قابلیت تحلیل ندارند.


 

/ 0 نظر / 259 بازدید